مقاله دکتر عزتی پرور درمورد صداهایی از چرنوبیل

مقاله دکتر عزتی پرور درمورد صداهایی از چرنوبیل

روایتِ فاجعه

احمدعزّتی پَرور

درجهانی که فلسفه ها در غرب و شرق، رنگ باخته اند و دیگر نمی توانند تبیین و توجیهِ خُرسندکننده ای از وضعیّت انسان در جهان و معنای کیهان ارائه کنند و فیلسوفان بزرگ دیگر ظهورنمی کنند- ونمی توانند ظهورکنند- تا اندیشه ی خردمندان و مردم را سیراب یا اقناع نمایند، دردنیایی که ادیان و مذاهب، به علت ناهمخوانی و تناقضِ آموزه هایشان با اکتشافات علمی و سابقه ی سیاه و ویرا- نگرشان در برخورد با عقلانیت و آزادی های فردی و اجتماعی مردمان دراعصارگذشته و اکنون، هر زمان بیشتر از قلمرو ایمان مردم دورتر می شوند، در فضایی که به علت رشدِ فرهنگی و تثبیت حقوق فردی و پذیرفته شدن مفهوم«اراده»ی گزینشگر و متّکی به خود، رابطه های مبتنی برپیروی و «ارادت» صوفیانه سست و بسیار نادرشده است، درمحیطی که علم هرگونه شناخت قطعی از جهان و انسان را با نظریه «عدم قطعیت» غیرممکن می داند و در دنیای تراکمِ وحشتناکِ داده های فنی و صنعتی، انسان به نظر«غریبی مفلوک» می رسد که فرصت ندارد حتی یک لحظه به «خود» بنگرد، چه بایدکرد؟

آدمی در زمانه ما «خویشتن» را گُم و فراموش کرده است. کارِ روزانه و خستگی شبانه به او مجال پرداختن به معنای زندگی را نمی دهد. دیگر نمی تواند عشق بورزد و برای خود بخواند. خانه های حقیر در آپارتمان ها، روح بزرگ انسان را خوار و ذلیل کرده است. فضاهای بزرگ خانه های قدیم با درخت ها و حوض میان آن، و برخورداری از دو حریمِ «اندرونی» و «بیرونی» نمادی از گستردگی هستی آدمی و جسم و روانِ او بود. اکنون این معماری ها به خاطراتِ افسانه ای بدل شده است. مردم دیگر نمی توانند خواب ببینند، یا اگر می بینند به یاد بسپارند. خواب ها دیگرتعبیر نمی شوند. با کوچک شدن «خودآگاهی»، «ناخودآگاهی» نیز حقیر شده است. «ناآگاهی» جای همه چیز را گرفته است. همه چیز کوچک و بی محتوا و سطحی شده است. آیا راه نجاتی مانده است؟

شاید وقتِ آن رسیده است که ادبیات (شعر وداستان) پای پیش نهد و درس انسانیت دهد. اکنون شاعران و داستان نویسان، از آب و خِرَد و روشنی سخن می گویند. درغیاب نظام های اخلاقی، ازضرورت اخلاق می گویند و شیوه هایی انسانی و همگانی برای رفتارها می جویند. یک اثر هنری و ادبی نهالی است که از اعماق جان هنرمند جوانه می زند و در فضای اجتماع زیر بارش فرهنگ رشد می کند و به بار می نشیند. ثمر آن، اگر چه طعم زمین و زمان هنرمند را دارد، اما از آنجا که ذائقه ی ادراک آدمی تقریباً همیشه به یک حال است، پس به کام آیندگان هم گوارا می نماید.

اثر فخیم و فرزانگی آموزِ« صداهایی از چرنوبیل» بی داعیه ی دعوتگری، چنین محتوایی دارد. اخلاق و عشق را دو عنصر اساسی زندگی و زیستنِ درخور آدمی می داند. نخستین بخش کتاب، تک گویی زنی فاجعه دیده است که عشق را روح هستی می شمارد و واپسین بخش کتاب نیز تک گویی زنی مصیبت دیده است که اخلاق را زیربنای زندگی محسوب می دارد. تمام تک گویی ها یا عاشقانه اند یا اخلاقی.

نویسنده کیست؟

سِوِتلانا آلکسیویچ درسال ۱۹۴۸ از پدری بلاروسی و مادری اوکراینی در یکی از شهرهای اوکراین زاده شد. پس از تحصیلات دانشگاهی به روزنامه نگاری روی آورد. نوآوری او درشیوه ی نگارش، آمیختن نثرِ روزنامه ای با سنّتِ نقالی و قصّه گوییِ روسی است. نتیجه ی این تلفیق، آفرینش آثاری است که ضمنِ وفاداری به عینیت و اَمرِ واقع، روایتی احساس برانگیز را ارائه می کند. جز «صداهایی ازچرنوبیل» دیگر آثار مهم او عبارتنداز: «پسران تابوت» و «چهره ی غیرزنانه ی جنگ». کمیته ی ادبی «نوبل» جایزه ی ادبی نوبل سال۲۰۱۵ را به خاطر مجموعه آثارش به وی اهدا نمود.

صداهایی از چرنوبیل، روایت بی طرفانه و عینی گزارش های قربانبان فاجعه ی چرنوبیل است. چون درمتن کتاب بارها به تاریخ وقوعِ انفجار و جزئیات آن تصریح و اشاره شده است دراین جا نیازی به تکرارنیست. آنچه درباره ی شیوه ی گزارش نویسنده می توان گفت این است که همه ی روایت ها به صورتِ «تک گویی» است. هرکس، داستان وخاطره ی خویش را باز می گوید. نویسنده، همچون ضبط صوت گوش می دهد. گاهگاه، حالت گوینده را به ایجاز تمام وصف می کند؛ مانند: «برمی خیزد»، «سکوت می کند» ، «به آرامی می گرید» و….. .

راوی چنان خود را پشت سرِ تک گویی ها پنهان ساخته است که می توان گفت: کتاب به شیوه ی اول شخص، نقل می شود. گویندگان، با سنینِ مختلف و موقعیت های متفاوت و شغل های گوناگون، همگی ازآسیب دیدگانِ فاجعه ی نیروگاهِ هسته ای «چرنوبیل» هستند و به گونه ای مستقیم و بی واسطه، با حجمِ خطر و هراسِ حادثه رو به رو شده و کم یا بیش، بخشی از حیاتِ روانی و جسمی و خانوادگی خویش را ازدست داده اند.

اما کتاب در متن اصلی خود، ماجراهای دیگری را نیز باز می گوید: افراط گرایی خشن و بی رحمانه درکشورهای مسلمان که از اتحاد جماهیر شوروی پیشین جدا و مستقل شده اند؛ روابط مستبدانه ی حاکمان حزب کمونیست روسیه با مردم، سلطه ی بوروکراسی و کاغذبازی در اداره های دولتی، فقر عمومی مردم درسایه ی حکومتِ به ظاهر نیرومند و از درون پوسیده ی استالینی، گستره و عُمقِ دروغ های دولتی به مردمِ تحت حکومتِ خود، پرهیز از بیانِ حقیقتِ انفجار چرنوبیل به خاطرحفظ پِرِستیژ جهانی، زندگی های اشرافی وابستگان به حکومت در مقابل زندگی مشقت آلودِ بیشترینه ی مردم، تهی شدنِ نظامِ تربیتی روسیه از ارزش های اخلاقی و آرمان های انسانی، خودپرستی مردم ستمدیده، فقدانِ سیاستِ روشن و کارامد دربرابر حوادثِ غیرمترقّبه، وضعیتِ نابسامان پزشکی و بیمارستان های روسیه و بسیار مطالب دیگر که باید خود ازخوانش متن دریافت.

دیدگاه (2)

  • جلیقه زنانه پاسخ

    بهترین وبسایتی که تاحالا دیدم.ازتون متشکرم

    آذر ۱۳, ۱۳۹۶ در ۷:۰۹ ب.ظ
    • مریم تنباکویی پاسخ

      سلام. از لطف و مرحمت حضرت عالی سپاسگزارم.

      آذر ۱۶, ۱۳۹۶ در ۱۰:۰۰ ق.ظ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *