مصاحبه دکتر عزتی پرور درمورد رمان زندگی عزیز

مصاحبه دکتر عزتی پرور درمورد رمان زندگی عزیز

ezatiparvar

برای نخستین بار در قم، مجموعه داستانی به زبان فارسی ترجمه و به همت ناشری نوظهور به نام “ملورین” روانه بازار شده است. این اتفاق ادبی را باید رویدادی فرخنده به شمار آورد چرا که تا پیش از این هیچ ناشری در زمینه ادبیات داستانی خارجی گامی برنداشته بود. اتفاق خوب دیگری که رخ داده این است که مترجم این اثر نیز ساکن قم و به ادبیات داستانی علاقه­مند است. برای آنکه چنین نشرهایی در قم بتوانند به راهشان ادامه بدهند و بار دیگر بستر را برای ترجمه­های داستانی دیگر مهیا کنند، نیاز به اطلاع رسانی و حمایت علاقه مندان به ادبیات داستانی است. در غیر این صورت این چراغ رو به خاموشی می گذارد و فرصت پدید آمده از دست می­رود.

احمد عزتی­پرور مترجم و استاد دانشگاه با بیان اینکه کتاب زندگی عزیز به قلم خانم مونرو نویسنده سرشناس کانادایی نوشته شده است و وی جایزه نوبل را نیز به دست آورده است، گفت: خانم تنباکویی، ناشر انتشارات ملورین این کتاب را از کانادا آوردند و به من دادند که بخوانم و نظر بدهم و ببینم برای ترجمه و نشر در ایران مناسب است یا نه. وی با اشاره به اینکه این کتاب را دوبار خواندم تا در فضای داستان قرار بگیرم و از ذهنیت نویسنده آگاه شوم تصریح کرد: در این مجموعه چهارده داستان کوتاه گنجانده شده است و چهار داستان پایانی به نوعی خودنوشت یا زندگینامه به شمار می­آید. این مترجم با تاکید بر این که مجموعه داستان زندگی عزیز، کشش داستانی و به عبارت دیگر حادثه داستانی ندارد تصریح کرد: در این کتاب توصیف های واقعی و دقیقی از نویسنده دیدم و همین توصیف­ها بود که مرا به ترجمه این اثر واداشت.

 علاقه خواننده ایرانی

  عزتی­پرور بیشتر کتاب­های داستانی منتشر شده در ایران را حادثه محور دانست و یادآور شد: خواننده فارسی زبان امروزی، داستان هایی را می­پسندد که در داستان قتلی رخ دهد یا عشقی شکل بگیرد یا این که ناکامی فردی، به تصویر کشیده شود.  وی افزود: ما کمتر به خواندن داستان­هایی عادت داریم که زندگی عادی را توصیف می­کنند. در داستان­های کتاب زندگی عزیز هیچ گونه حادثه­ای رخ نمی­دهد، جز این­که در چند دهه پیش “ارنست همینگوی” داستان نویس آمریکایی، شیوه وصف زندگی را به کار گرفته بود اظهار کرد: برای نمونه در داستان کوتاه آدمکش­های همینگوی، دو نفر را می­بینیم که وارد شهری می­شوند و به دنبال مردی می­گردند که او را بکشند. در پایان داستان هم قتلی رخ نمی­دهد. به عبارتی این داستان حادثه­ای ندارد.

 مخاطب محوری

   وی همه داستان­های مجموعه زندگی عزیز را دارای پایانی باز دانست و گفت: داوری درباره داستان­ها پس از خواندن آن، بر عهده مخاطب است. جدا از این نویسنده به خواننده خود این اجازه را می دهد که شخصیت­پردازی را خودش به عهده بگیرد و این از امتیازهای کتاب به شمار می­رود. وی با اشاره به اولین داستان این مجموعه یادآور شد: زن داستان وقتی وارد شهر تورنتو می­شود، کسی به سراغ او می­آید. داستان نیز همین­جا به پایان می­رسد. ما نمی­دانیم که این زن با آن فرد که به دنبالش آمده است می­رود یا نه؟ نمی­دانیم ارتباطشان در همان جا قطع می­شود یا نه. اینجاست که نقش مخاطب برجسته می­شود و او باید بیندیشد و براساس نگرش خودش به نتیجه برسد.

عزتی­پرور با بیان این­که در میان غربی­ها این نگاه وجود دارد که ما حق نداریم سرنوشت کسی را رقم بزنیم گفت:نویسنده در داستان­ها این اجازه را به خودش نداده که سرنوشت­ها را رقم بزند. به همین دلیل هم نظر دادن درباره سرنوشت شخصیت­ها به خوانندگان سپرده شده است.

 جایگاه انسان دوستی در رمان  

   وی با تاکید بر این که دموکراسی در نویسندگی به این معناست که مخاطب حق نظر داشته باشد یادآور شد: چهار داستان آخر به معنایی زندگینامه نویسنده به شمار می­رود. با وجود این نویسنده به شکلی نوشته است که این داستان­ها دارای ساختار داستانی باشد. عزتی­پرور با بیان این که شخصیت نویسنده مستقل از داستان­هایی است که می­نویسد گفت: با وجود این می­شود در چهار داستان پایانی به جهان­بینی نویسنده به خوبی پی برد و فهمید که نویسنده فردی فروتن است و دیگران را به فروتنی فرا می­خواند. این  مترجم با بیان این که نویسنده علاقه خاصی به پدرش دارد افزود: خانم مونرو از افرادی که تازه به جایی رسیده و می­خواهند خودشان را بالاتر از آنچه هستند نشان بدهند، نفرت دارد که به خوبی این مورد را می­شود دریافت. از داوری­های گاه گاه نویسنده در برابر مادر واقعی­اش می­شود به این نتیجه رسید.

   وی با اشاره به این که در جهان­بینی نویسنده اثر، انسان دوستی جایگاه بلندی دارد گفت:

این انسان­دوستی در برابر زنان بیشتر به چشم می­آید. همان­طور که می­دانیم در جوامع غرب هنوز هم زنان به حقوق تعریف شده خودشان به­طور کامل دست نیافته­اند. از این رو نویسنده به موضوع انسان دوستی در مقابل زنان نظر خاصی دارد.

 انصاف نویسنده نسبت به زنان و مردان

   مترجم کتاب زندگی عزیز با تاکید بر این که هرچند نویسنده زن است ولی نگاه منصفانه­ای نسبت به مردها دارد تصریح کرد: در داستان­هایی از این مجموعه مردانی را می­بینیم که زن­ها را فریب می­دهند ولی نویسنده به سیاه­نمایی رو نیاورده است و کوشیده جانب انصاف را رعایت و ویژگی­های خوب آن­ها را بیان کند.

   وی با بیان این که برخی، خانم مونرو را چخوف کانادا می­دانند گفت: نویسنده از طنز هم بهره­های خوبی برده که این به کار وی، طراوتی ارزشمند افزوده است. طنز به کار گرفته شده در این اثر دل­آزار نیست و به قبای کسی برنمی­خورد که از امتیازهای این مجموعه داستان است.

   عزتی­پرور، این نویسنده کانادایی را در بیان و توصیف­های داستانی، فردی باادب برشمرد و ادامه داد: وی به معنای واقعی کلمه ضد جنگ است چون در زمان جنگ جهانی دوم دختر نوجوانی بوده است. وی در پایان شخصیت­پردازی­ها در این مجموعه داستانی را باارزش و نشانه توانایی نویسنده دانست و تصریح کرد: توصیف­ها بسیار جزیی و دقیق و نشانه چیرگی خانم مونرو است.

 

 

    

دیدگاه (1)

  • admin پاسخ

    با سلام خدمت شما
    ممنون از اطلاعات مفید و سایت خوبتون
    به امید انتشار کتاب های برتر

    بهمن ۱۲, ۱۳۹۳ در ۸:۳۳ ق.ظ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *